وبگو | آموزش منوی کشویی با ul li و css


عضو شوید


نام کاربری
رمز عبور

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری
رمز عبور
تکرار رمز
ایمیل
کد تصویری
آمار

آمار

    آمار مطالب آمار مطالب
    کل مطالب کل مطالب : 126
    کل نظرات کل نظرات : 1
    آمار کاربران آمار کاربران
    افراد آنلاین افراد آنلاین : 1
    تعداد اعضا تعداد اعضا : 9

    آمار بازدیدآمار بازدید
    بازدید امروز بازدید امروز : 168
    بازدید دیروز بازدید دیروز : 758
    ورودی امروز گوگل ورودی امروز گوگل : 17
    ورودی گوگل دیروز ورودی گوگل دیروز : 76
    آي پي امروز آي پي امروز : 56
    آي پي ديروز آي پي ديروز : 253
    بازدید هفته بازدید هفته : 1719
    بازدید ماه بازدید ماه : 5095
    بازدید سال بازدید سال : 5095
    بازدید کلی بازدید کلی : 5095



تاریخ : جمعه 4 بهمن 1398
بازدید : 79
نویسنده : محمدعلی میرزایی

حضرت على (ع) مى فرماید: با جمعى از اصحاب در محضر رسول خدا (ع) نشسته بودیم ، پیامبر(ص) به ما رو کرد و فرمود: به من خبر دهید که براى زن چه چیز خوب است و خیر و سعادت او در چیست ؟

همه ما از پاسخ به این سئوال ، درمانده شدیم ، تا اینکه متفرّق گشتیم ، و به خانه آمدم و به حضرت زهرا (س) گفتم : پیامبر (ص) چنین سؤالى از ما نموده و ما از پاسخ به این سئوال درماندیم .

حضرت فاطمه (س) فرمود: من پاسخ این سئوال را مى دانم .خَیْرٌ لِلنّساءِ اَنْ لا یَرینَ الرِّجالَ وَ لا یَراهُنَّ الرِّجال

بهترین دستور براى زنان آن است که نه آنها مردان نامحرم را بنگرند و نه مردان نامحرم آنها را ببینند.

به محضر مقدس رسول خدا (ص) بازگشتم و عرض کردم : سئوالى که فرمودید: که چه چیز براى زنان بهتر است ، براى آن بهترین چیز آن است که نه مردان نامحرم آنها را بنگرند و نه آنها مردان نامحرم را ببینند.

پیغمبر اسلام (ص) فرمود: تو وقتى که نزد من بودى ، پاسخ به این سئوال را نتوانستى بدهى ، چه کسى این پاسخ را به تو آموخت؟ عرض کردم : حضرت فاطمه (س) به من آموخت.

پیغمبر (ص) خوشحال شد و فرمود اِنَّ فاطِمَةَ بَضْعَةٌ مِنّى؛ فاطمه (س) پاره تن من است .

  http://eslamdl.loxblog.com

علامه مجلسی، بحارالا نوار، ج 43 ، ص 54



:: موضوعات مرتبط: داستانهای حضرت زهرا (س) , ,
:: برچسب‌ها: داستانهای حضرت زهرا (س) , بحارالأنوار ,
تاریخ : جمعه 4 بهمن 1398
بازدید : 71
نویسنده : محمدعلی میرزایی

حضرت علی بن موسی الرّضا (ع) به نقل از پدران بزرگوارش (علیهم السلام) حکایت میفرماید:
روزی امیرالمؤ منین علی (ع) فرمود: زمانی که در کنار پیامبر اسلام (ص) ، به همراه دیگر اصحاب مشغول کندن خندق بودیم ، فاطمه زهراء (س) بر ما وارد شد و قطعه نانی را که همراهش بود، تقدیم پدرش پیامبر خدا کرد.
پیغمبر خدا (ص) خطاب به دخترش کرد و فرمود: این نان را از کجا آورده ای ؟
فاطمه زهراء (س) اظهار داشت : مقداری نان پخته ام ، یک قرص نان را سهم حسن و حسین کنار گذاشتم و این مقدار را هم برای شما آورده ام .
رسول خدا (ص) فرمود: ای فاطمه ! این اوّلین طعامی است که پس از سه روز داخل شکم پدرت می شود.

  http://eslamdl.loxblog.com

  بحارالا نوار ، ج 16، ص 225 به نقل از صحیفة الرّضا (ع)



:: موضوعات مرتبط: داستانهای حضرت زهرا (س) , ,
:: برچسب‌ها: داستانهای حضرت زهرا (س) , بحارالأنوار ,
پارسااسپیس

صفحه قبل 1 2 صفحه بعد

با نظرات خودتان ما را در پیشرفت وبلاگ یاری کنید

RSS

Powered By
loxblog.Com
" title="توضیحات">